معلمی هنراست

خرید بک لینک
یاد دارم که کلاس هشتم بود. زنگِ پرورشی و معلمان آمدند سر کلاس. من در دلم گفتم: ای بابا بازم حرف های تکراری که نماز بخوانید که کلید بهشت است؛ باعث آمرزش گناهان میشود و .... معلممان داشت حرف میزد که من هم توجهی بهش نداشتم. داشتم با بغل دستی ام درسِ زنگ بعد را میخواندم. یک لحظه معلممان گفت: من یک حرف معلمی هنراست...ادامه مطلب

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 14:37

- قدیمترها، بچهها از در و دیوار خانه بالا میرفتند و کودکانی که گوشه ای از خانه کز میکردند و کاری به کار کسی نداشتند به نظر میآمد مریض هستند. بازی و سرگرمی طبیعیترین خصلت کودکان است؛ شاید در سال های اولیه زندگیشان تمایل داشته باشند به تنهایی و با اسباب بازی هایشان بازی کنند اما هر چه که بزرگ معلمی هنراست...ادامه مطلب

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 14:37

پدر و مادر گرامی توجه کنید : زمانی که برای کودکتان کتاب می خوانید باید به این نکته توجه داشته باشید که : وقتی خواندن كتاب براي كودك لذتبخش است كه موجودات خيالي قصه به پرواز در آيند ، عناصر داستان به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند . زمانی كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد این فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . .......ادامه مطلب را مطالعه بفرمائید...... معلمی هنراست...ادامه مطلب

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: کتاب من و کودکم, نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 1:12

شهسواری به دوستش گفت : بیا به كوهی كه خدا آن جا زندگی میكند برویم .میخواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد ،و هیچ كاری برای خلاص كردن ما از زیر بارمشقات نمیكند.دیگری گفت : موافقم . اما من برای ثابت كردن ایمانم می آیم .وقتی به قله رسیدند ، شب شده بود .درتاریكی صدایی شنیدند : سنگ های اطرافتان را بار اسبانتان كنید و آن ها را پایین ببرید .شهسوار اولیگفت : میبینی ؟بعد از چنین صعودی ، از ما میخواهد كه بار سنگین تری را حمل كنیم .محال است كه اطاعت كنم .دیگری به دستور عمل كرد .وقتی به دامنه كوه رسیدند ، هنگام طلوع بودو انوار خورشید ، سنگ هایی را كه معلمی هنراست...ادامه مطلب

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: داستان زیبا وآموزنده,داستان زیبا آموزنده,داستان های زیبا و آموزنده,داستان کوتاه زیبا وآموزنده, نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 18:50

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.به آنها گفت:« من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.»عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد..برای خواندن به ادامه مطلب بروید معلمی هنراست...ادامه مطلب

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: عشق یا ثروت,عشق بهتره یاثروت,دانلودرمان عشق یاثروت, نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 18:50

صفحه بندی