عشق یاثروت

خرید بک لینک

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.

به آنها گفت:
« من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.»

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
.

برای خواندن به ادامه مطلب بروید

معلمی هنراست...

ما را در سایت معلمی هنراست دنبال می‌کنید

برچسب: عشق یا ثروت,عشق بهتره یاثروت,دانلودرمان عشق یاثروت, نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 18:50

صفحه بندی